دردها و سختيها کشيدند
مشکلاتي را به جان خريدند
از جوانيشان زدند و ...
تمام اينها و خيلي چيزهاي که من هيچ گاه ندانستم و نخواهم دانست تماميشان يک دليل داشت ... و آن دليل ما بوديم .
من برادرم
پدر و مادري دارم که وصفشان سخت ترين کار دنياست ... همانند تمامي پدر و مادران ديگري که فرزندانشان نميتوانند آنان را وصف کنند .
و باز هم همانند تمامي فرزندان دنيا، پدر و مادر من بهترين پدر و مادر دنيا هستند .
خواستم در يکي از تاريخي ترين روزهاي تاريخ ( که هر 10 سال اتفاق ميوفتد ) در اين وبلاگ، که ميتوانم بگويم نيمي از زندگيام هست، چيزي نوشته باشم و ديدم هيچ چيز بهتر از پدر و ماردم نيستند .
پدر و مادري که بهترين ها را براي من فراهم کردهاند .
پدر و مادري که ... خدايان زميني من هستند .
به قولي سنگي مهربان (....
که تا هست زندگي بايد کرد ) : ... که خدا فرشتههاشُ برات به زيبايي مامور ميکنه، مثل مادرت( و پدر ) .
ديگر نميدانم چه بايستي بگويم، در واقع هيچ چيزي به ذهنم نميايد که بگويم ... نوشتن از يادم رفته است .
در آخر هم ... بلند فرياد ميزنم ، پدر و مادرم دوستتان دارم .
|
+| نوشته شده توسط
جوادارحمي در سه شنبه 24 آذر1388
|